X
تبلیغات
انتظار -

انتظار

ما انسان شناسان دنبال انسان واقعی هستیم

مرور ادبیات:

تقی زاده در سال (1350) در تحقیق تحت عنوان علل و عوامل موثر در طلاق با هدف شناسایی عوامل تاثیرگذار بر طلاق در شهر گرگان اقدام به تحقیق نمود یافته های تحقیق حاکی از آن است که بین نحوه انتخاب همسر و نداشتن فرزند و نازایی، دخالت دیگران، ازدواج مجدد مردان، درآمد پایین مرد، تحصیلات پایین طلاق رابطه وجود دارد. (پایان نامه/ عوامل موثر بر طلاق/ دکتر محمداسماعیل ریاحی/ ص 17).

زهرا امینی پور (1354) در تحقیق تحت عنوان بررسی عوامل موثر در بروز طلاق به بررسی ساخت عوامل موثر در وقوع طلاق در بین خانواده های بی سرپرست که در آنها طلاق واقع شده است می پردازد هرچه اختلاف سن بالاتر باشد و درآمدشان کمتر باشد و بطوری که نتواند خانواده خود را اداره کند و همچنین عدم رضایت جنسی در همسران باعث وقوع طلاق می شود و همچنین فرد سومی در زندگی زوجین، پایین بودن سن ازدواج در هنگام ازدواج، اعتیاد مردان و اختلاف طبقاتی زن و مرد از عوامل موثر در بروز طلاق هستند (پایان نامه. همان/ ص 19).

رحمان نیا (1374) پژوهش با عنوان طلاق و علل آن با هدف شناسایی عوامل تاثیرگذار بر شهر تهران انجام داده است نتایج پژوهش عواملی چون اختلاف سن زوجین، عدم وجود فرزندان، عدم شناخت طرفین از یکدیگر، مردسالاری، رویارویی، نارضایتی و پرخاشگری را تاثیرگذار بر طلاق عنوان نموده است (پایان نامه/ همان/19)

تحقیقات به عمل آمده نشان می دهد طلاق در میان کسانی شایع تر است که از گروه های اجتماعی، اقتصادی پایین ترین برخوردارند مشکلات روان شناختی دارند و در مناطق شهر زندگی می کنند و قبل از بیست سالگی ازدواج کردند وهمچنین ازدواج ناخواسته و کسانی که پدر ومادرشان طلاق گرفته اند طلاقی بیشتر است. (بریده جراید فارس همشهری/ ص16، 25/2/86).

داوودی (1376) در تحقیقی تحت عنوان «بررسی علل طلاق در شهر» با هدف شناسایی علل اصلی طلاق به مطالعه می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهدکه اختلاف سن، پایین نبودن سطح معلومات، عدم بلوغ جنسی و روای زنان، عدم توافق در مسائل جنسی، دخالت دیگران، اعتیاد، خودپسندی و حسادت از جمله عوامل موثر در وقوع طلاق می باشد(پایان نامه/ همان/ ص 20)

مددی (1378) در پژوهشی با عنوان «بررسی علل تقاضای طلاق زوجین در شهرستان اراک» با هدف تعیین تاثیرات صنعتی شدن بر مساله طلاق به صورت پیمایشی و یا پرسش نامه اقدامه به پژوهش نموده است. داده ها و نتایج حاصل از تحقیق حکایت از تاثیر عواملی چون تعامل اندکی زوجین، بیکاری، ازدواج اجباری، عدم تفاهم زوجین وعدم علاقه زوجنی به هم بر وقوع طلاق دارد (پایان نامه/ همان/ ص 25).

طباطبایی (1383) در پژوهشی تحت عنوان بررسی عوامل موثر بر طلاق به شناسایی عوامل تاثیرگذار در این مساله در شهر بیرجند به روش پیمایشی و با ابزار پرسشنامه اقدام به پژوهش نمود و یافته های پژوهشی نشان از تاثیرگذاری عواملی چون بیکاری و عدم ثابت اقتصادی، اختلاف سنی زوجین، اعتیاد، پایبند نبودن به مسایل دینی و سنتی در رفتارهای شخصی، نداشتن فرزند و دخالت مستقیم وابستگان و دوستان در زندگی زوجین، اختلاف طبقاتی و سطوح تحصیلات بر وقوع طلاق دارد (پایان نامه/ همان/ ص 28)

همچنین گزارش شده است که به علت نداشتن اخلاق و سازش، عقیم بودن و نازایی زوجه، ندادن نفقه، زندانی بودن زوج، بیماری زوج علت افزایش طلاق بوده است (پایان نامه/ عوامل موثر بر طلاق/ دکتر داوود رضی/ ص 20).

ادوارد فولر (1992) تحقیقی تحت عنوان «استقلال زن و عدم ثبات زندگی زناشویی» بر اساس نمونه ای از تایلند انجام دادند و نتیجه گرفتند که اشتغال زنان بر زندگی زناشویی موثر است، به طور کلی عدم ثبات زندگی زناشویی را افزایش می دهد و تحلیل این تحقیق نشان می دهد که تمایل به طلاق در زنان و تعداد ساعات کار مستقیما با هم ارتباط دارند و این مسایل بر روی فرایندهای متفاوت زناشویی موثر هستند. (پایان نامه/ همان/ص 29).

سوت ولیود (1995) در پژوهشی تحت عنوان «جایگزین ازدواج و انحلال آن در آمریکا»، اقدام به تحقیق نموده اند. این تحقیق نشان می دهد که حداقل در یک سوم طلاق های صورت گرفته یکی از زوجین با شخص دیگری رابطه جنسی داشته اند. بنابراین مهم ترین علت طلاق داشتن رابطه نامشروع جنسی بوده است (پایان نامه/ همان/ ص 28).

استاک و بنکو وسکی (1997) تحقیقی تحت عنوان «رابطه مصرف الکل و طلاق در روسیه» به انجام رساندند. این تحقیق که اولین تحقیق نظام مند در ارتباط با مصرف الکل و طلاق می باشد بیان می کند بین 20 تا 50 درصد طلاق ها در روسیه به طور مستقیم و غیرمستقیم به مصرف الکل و طلاق رابطه وجود دارد (پایان نامه/ همان/ ص 30).

 

چهارچوب نظری:

نظریه همسان همسری

این نظریه استحکام، سلامت وخوشبختی و پایداری خانواده را به واسطه وجود ویژگی های همسان زن و شوهر می داند همسان خواهی و همسان گزینی در ازدواج عبارت است از انتخاب همسر از گروه مذهبی، طبقات، نژادی، قشری مشابه و یا نزدیکی به فرد. این نظریه بر این تاکید دارد که استحکام خانواده به علت ویژگی های مشترک و همسان زوجین دور می زند و این نظریه ناهمسانی های میان دو همسر را سرچشمه کشمکش های خانوادگی می داند.

تفاهم زن و شوهر هماهنگی در عواطف و احساسات سازگاری در اخلاق و رفتار و اشتراک در جهان نگری و منافع اساس ازدواج های موفق را تشکیل می دهند و هر اندازه زن و شوهر وجه اشتراک و همسانی بیشتری داشته باشند همان قدر در ازای همدیگر موفق ترند و کمتر زوجی پیدا می شود که با دانستن همسانی طلاق بگیرد مگر اینکه افراد دیدگاه های متفاوتی نسبت به زوایای مختلف زندگی داشته باشند.

همسانی سن: همسانی فرهنگی و عقیدتی، همسانی تحصیل، همسانی محل تولد را می توان نام برد.

همسانی سنی: تشابه سنی هم عرض از جمله بهترین عامل در ایجاد تعادل در زندگی خانواده است. به عقیده کارلسون چون انتظارات شیوه نگرش اشخاص در سنین مختلف فرق می کند و افرادی می کند و افرادی که دارای سن متفاوت هستند در فرهنگ و اندیشه ایشان نیز تفاوت وجود دارد.

همسانی تحصیلی: همسانی تحصیلی بین زن و شوهر، هامیلتون معتقد است میان سعادت خانوادگی و همگونی تحصیلات بستگی مستقیم وجود دارد. وجود یک موقعیت تحصیلی همسان یا دست کم هم سنگ و معادل خواهد توانست به ایجاد توافق میان زن و شوهر کمک کند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 9:54  توسط گلی  |